اواخر اردیبهشتماه ۱۴۰۵، هوای گلپایگان بوی بهار میداد. دعوتِ نخستین جشنواره گل و گلاب، ما را راهی شهرستان تاریخی گلپایگان کرد؛ جایی که بیش از ۱۶۰ هکتار از باغهایش مزین به شکوفههای محمدی است و عطر گلاب نابش در کوچهباغهای کهن شهر پیچیده.
این بار اما قرار نبود فقط از سد تاریخی یا مناره سلجوقی دیدن کنیم. قرار بود در «ارگ خشتی گوگد» – بنایی با قدمتی بیش از ۴۰۰ سال – شاهد رویدادی تازه باشیم: نخستین جشنواره گل و گلاب گلپایگان. رویدادی که میخواست کشاورزی، صنعت گردشگری و میراث فرهنگی را در یک قاب هنری به هم بدوزد.
غرفهها، رنگینکمان صنایع دستی
همین که پا به حیاط بزرگ ارگ گذاشتیم، شور و هیجان غرفهها به استقبال آمد. نزدیک به ۴۰ غرفه، هر کدام گوشهای از هنر بیآلایش مردم این دیار را به نمایش گذاشته بودند: از منبتکاریهای ظریف و معرقهای چشمنواز تا گیوههای دستبافت و سفالهایی با نقش و نگار محلی.
در میان غرفهها، چهرههای آشنا را میدیدیم؛ هنرمندانی که سالهاست در کارگاههای کوچک شهر، ذوق و سلیقه خود را با چوب، سفال و نخ گره زدهاند. صحبت با تکتک آنها، روایت صبوری و عشق به هنر بود. برخی از این استادکاران، نسلسوم یا چهارم خانواده خود در همان حرفه بودند.
نه فقط صنایع دستی؛ تجربهای کامل از فرهنگ
جشنواره اما فقط به غرفهها ختم نمیشد. در گوشهای از ارگ، جایگاه سخنرانی برپا بود و مسئولان محلی از برنامههای توسعه گردشگری گلپایگان میگفتند. کمی آنتر، فضایی برای اجرای موسیقی محلی و برنامههای شاد تدارک دیده شده بود که لبخند را بر لب پیر و جوان مینشاند.
و اما آنچه این فضا را کامل میکرد، پیشخوانهای عرقیات و گلاب بود. بازدیدکنندگان که بسیاری از آنها به همراه خانواده آمده بودند، در حال نوشیدن لیوانهایی از عرق ناب بهار نارنج، گلاب محمدی و عرق بیدمشک بودند. عطری که در هوای ارگ میپیچید، یادآور نهادینهترین سنتهای ایرانی بود: مهماننوازی با یک لیوان گلاب خنک.
استقبال بینظیر؛ نویدِ آیندهای روشن
برخی از غرفهداران میگفتند که باورم نمیشد اینهمه آدم از شهرهای دیگر برای دیدن کار ما بیایند. و واقعاً استقبال کمنظیر بود. از اصفهان، تهران، کاشان و حتی استانهای همجوار، خانوادهها به گلپایگان آمده بودند. برخی از بازدیدکنندگان میگفتند: «نمیدانستم گلپایگان این همه جاذبه دارد، از این به بعد حتماً بار دیگر میآییم.»
این همان نقطهای است که یک جشنواره میتواند دروازهای به سوی گردشگری پایدار باز کند. ارگ گوگد در آن روزهای بهاری، تنها یک محل عرضه نبود؛ او خود یک اثر تاریخی زنده بود که در کنار هنرهای دستی مردمش، روایتی تازه از هویت این سرزمین را رقم میزد.
جمعبندی: جشنوارهای که باید سالانه تکرار شود
نخستین جشنواره گل و گلاب گلپایگان، هرچند با تأخیر نسبت به شهرهای همسایه برگزار شد، اما نشان داد که ظرفیتهای بیشمار این شهرستان شایسته توجه بیشتری است. برگزاری چنین رویدادهایی در دل بناهای تاریخی، نه تنها به رونق صنایع دستی کمک میکند، بلکه تصویر ماندگاری از مهماننوازی و فرهنگ مردم منطقه در ذهن گردشگران ثبت میکند.
امید که سالهای بعد، شاهد جشنوارههایی پربارتر و با زیرساختهای قویتر در گلپایگان باشیم.
«نخستین جشنواره گل و گلاب گلپایگان، در روزهای ۶ تا ۸ خرداد ۱۴۰۵ برگزار شد.»
ما در ادیب ماکت، حامی هنرهای اصیل ایرانی هستیم.
تیم ما متشکل از هنرمندانی است که سالهاست با ذوق و عشق، در کارگاه خود در شهر تاریخی گلپایگان مشغول خلق آثاری از جنس چوب، سفال و نقشهای ایرانی هستند. اگرچه در این جشنواره به عنوان بازدیدکننده حضور داشتیم و نه غرفهدار، اما از ته قلب از هر تلاشی که صنایع دستی و هنرهای سنتی این مرزوبوم را زنده نگه میدارد، حمایت میکنیم.
ادیب ماکت – جایی که هنر با اصالت گره میخورد.
🌐 adibmaket.ir
📍 گلپایگان، پارک جنگلی ، بازارچه صنایع دستی
ما را در مسیر معرفی هنرمندان گمنام و آثار ارزشمندشان همراهی کنید.









